در این حالت، 555 مانند یک فلیپفلاپ ساده عمل میکند. دو ورودی SET (که در اینجا همان Trigger است) و RESET برای کنترل آن وجود دارد.
اتصالات کلیدی:
پایه 1 (GND): به زمین وصل میشود.
پایه 8 (VCC): به منبع تغذیه مثبت وصل میشود.
پایه 5 (CTRL): معمولاً یک خازن 0.01µF (10nF) به زمین وصل میشود.
پایه 2 (TRIG): به ورودی SET وصل میشود. وقتی این پایه HIGH شود (ولتاژ آن به1/3VCC برسد)، خروجی HIGH میشود.
پایه 6 (THRES): این پایه را به VCC وصل میکنیم (چون در این حالت دیگر برای زمانسنجی استفاده نمیشود).
پایه 4 (RESET): به ورودی RESET وصل میشود. وقتی این پایه LOW شود (به زمین وصل شود)، خروجی LOW میشود.
پایه 7 (DISCH): این پایه را باز میگذاریم (Not Connected).
نحوه عملکرد:
SET: اگر پالس HIGH (بیشتر از1/3VCC) به پایه TRIG (پایه 2) اعمال شود، آیسی SET شده و خروجی (پایه 3) HIGH میشود.
RESET: اگر پالس LOW (به زمین) به پایه RESET (پایه 4) اعمال شود، آیسی RESET شده و خروجی LOW میشود.
حفظ وضعیت: پس از SET یا RESET شدن، آیسی وضعیت خود را تا زمانی که فرمان مخالف دریافت کند، حفظ میکند.
نکته مهم: در حالت بایاستابل، نیازی به مقاومت و خازن زمانسنجی (R و C) نداریم.
این حالت بایاستابل (Bistable Mode) - فلیپفلاپ به چه دردی میخورد؟
این حالت 555 را به یک فلیپفلاپ (Flip-Flop) ساده تبدیل میکند که میتواند دو وضعیت (SET و RESET) را به خاطر بسپارد و نگه دارد.
کاربردهای عملی:
حافظه تک بیتی: ذخیره یک بیت اطلاعات (0 یا 1).
تولید ست/ریست: برای مداراتی که نیاز به فعالسازی (SET) و غیرفعالسازی (RESET) مجزا دارند.
مدارهای دیجیتال ساده: به عنوان یک گیت منطقی پایه.
تغییر وضعیت با دکمه: مثلاً یک دکمه برای روشن کردن و دکمه دیگر برای خاموش کردن یک دستگاه (مثل یک چراغ).
نشانگر وضعیت: نگه داشتن یک وضعیت (مثلاً روشن ماندن یک LED) تا زمانی که دستور ریست صادر شود.
مثال: فرض کنید میخواهید با فشردن یک دکمه، یک LED روشن شود و تا زمانی که دکمه دیگری (RESET) را فشار ندهید، روشن بماند. حالت بایاستابل 555 این کار را انجام میدهد.
گاهی اوقات تمامِ انرژیِ زندگیمون رو صرفِ این میکنیم که چطور خودمون
رو توی قالبهایی جا بدیم که بقیه برای ما ساخته اند. تلاش برای هماهنگ شدن با انتظاراتِ جامعه،
مثل این میمونه که بخوایم توی کفشهایی راه بریم که اصلاً سایزِ پای ما نیستن؛ هم درد داره، هم خستهکننده است.
پذیرشِ خود، یعنی همون لحظهای که تصمیم میگیریم اون تلاشِ بیهوده برای
«عادی به نظر رسیدن» رو کنار بذاریم و با تمامِ تفاوتها، شکها و حتی زخمهامون روبرو بشیم.
خودِ واقعیِ ما، با تمامِ پیچیدگیهاش، خیلی زیباتر از اون نسخهی بینقصی هست که دنیا از ما میخواد.
بیاییم یاد بگیریم که اجازه داریم، دقیقاً همینجایی که هستیم، باشیم.
شما آخرین بار کی با خودِ واقعیتون روبرو شدید؟
/**************************************************
* *
* پانزده سال گذشت؛ از اولین کدهای ساده تا دنیای *
* پیچیدهی سختافزار و الکترونیک. این وبلاگ، *
* سفرنامهی رشد من در دنیای صفر و یکهاست. *
* ممنون که در این مسیر بیپایانِ کشف و تکنولوژی، *
* همراهِ من بودید. *
* *
**************************************************/
در این حالت، آیسی 555 به ازای دریافت یک پالس کوتاه (Trigger)، یک پالس خروجی با زمان مشخص و ثابت تولید میکند.
اتصالات کلیدی:
پایه 1 (GND): به زمین وصل میشود.
پایه 8 (VCC): به منبع تغذیه مثبت وصل میشود.
پایه 4 (RESET): به VCC وصل میشود.
پایه 5 (CTRL): معمولاً یک خازن 0.01µF (10nF) به زمین وصل میشود.
پایه 2 (TRIG): به پالس ورودی (Trigger Pulse) وصل میشود. این پالس باید ولتاژی کمتر از 13VCC31?VCC? داشته باشد.
پایه 6 (THRES): به نقطه مشترک بین مقاومت RR و خازن CC وصل میشود.
پایه 7 (DISCH): به نقطه مشترک بین مقاومت RR و خازن CC وصل میشود.
مقاومت R: بین VCC و پایه 7 (DISCH) وصل میشود.
خازن C: بین نقطه مشترک پایههای 6 و 7 و زمین وصل میشود.
نحوه عملکرد:
در حالت عادی، ولتاژ پایه TRIG (که به مقاومت R و خازن C متصل است) بالاتر از 13VCC31?VCC? است و خروجی LOW قرار دارد.
وقتی یک پالس کوتاه (کمتر از1/3VCC) به پایه TRIG وارد میشود، آیسی فعال شده، خروجی HIGH میشود و پایه 7 (DISCH) را از زمین قطع میکند.
خازن C از طریق مقاومتR شروع به شارژ شدن از ولتاژ1/3VCC به سمت بالا میکند.
وقتی ولتاژ خازن به 2/3VCC (ولتاژ پایه THRES) میرسد، آیسی خروجی را LOW کرده و پایه 7 (DISCH) را دوباره به زمین وصل میکند. این پایان پالس خروجی است.
خازن C دشارژ شده و آیسی آماده دریافت پالس بعدی است.
این حالت مونوستابل (Monostable Mode) - تایمر دقیق به چه دردی میخورد؟
این حالت برای تولید یک پالس خروجی با زمان دقیق و مشخص به ازای دریافت یک سیگنال ورودی (Trigger) استفاده میشود. انگار یک “تایمر یکبارمصرف” است.
کاربردهای عملی:
تایمر ساده: روشن کردن یک دستگاه (مثل فن، چراغ) برای مدت زمان مشخص پس از فشردن یک دکمه. مثلاً تایمر تردمیل یا تایمر دستگاه قهوهساز.
طولانی کردن پالس: اگر یک پالس ورودی خیلی کوتاه باشد، میتوان از 555 مونوستابل برای ایجاد یک پالس خروجی با طول مدت زمان دلخواه استفاده کرد.
تولید تأخیر زمانی: ایجاد یک تأخیر قابل تنظیم قبل از فعال شدن یک مدار دیگر.
مدارهای آلارم: فعال کردن آلارم برای مدت زمان مشخص پس از وقوع یک رویداد (مثل باز شدن در).
مدارهای رباتیک: مثلاً فعال کردن یک عملگر (Actuator) برای مدت زمان مشخص.
کنترل درب گاراژ یا جک پارکینگی: فشردن دکمه، درب را برای مدت معینی باز یا بسته نگه میدارد.
مثال: فرض کنید میخواهید وقتی یک دکمه را فشار میدهید، یک فن به مدت 5 دقیقه روشن بماند و بعد خودکار خاموش شود. حالت مونوستابل 555 برای این کار ایدهآل است
لیست محبوبترین زبانهای برنامهنویسی در بین دولوپرهای خانم گزارشی تحت عنوان زنان در حوزه تکنولوژی در سال 2018 منتشر شد که در آن بیش از 14000دولوپر حرفهای مشارکت داشتند و از میان ایشان حدود 2000نفر خانم بودند. در راستای مشاهده تغییرات جالبی که در صنعت تکنولوژی در حال شکلگیری است،اجازه دهید لیستی از زبانهای برنامهنویسی را که بیشتر دولوپرهای خانم از آنها استفاده میکنند، بررسی کنیم:
1. Java
2. JavaScript
3. C
4. C++
5. Python
6. PHP
7. C#
8. Ruby
9. R
10. Perl
11. TypeScript
12. Swift
13. Scala
14. Go
15. Haskell
در این حالت، 555 بدون نیاز به پالس خارجی، به طور مداوم یک موج مربعی در خروجی تولید میکند.
اتصالات کلیدی:
پایه 1 (GND): به زمین وصل میشود.
پایه 8 (VCC): به منبع تغذیه مثبت وصل میشود.
پایه 4 (RESET): به VCC وصل میشود (تا ریست نشود).
پایه 5 (CTRL): معمولاً یک خازن 0.01µF (10nF) به زمین وصل میشود تا نویز فیلتر شود.
پایههای 6 (THRES) و 2 (TRIG): این دو پایه به هم متصل میشوند.
مقاومت RA: بین VCC و پایه 7 (DISCH) وصل میشود.
مقاومت RB: بین پایه 7 (DISCH) و نقطه اتصال پایههای 2 و 6 وصل میشود.
خازن C: بین نقطه اتصال پایههای 2 و 6 و زمین وصل میشود.
نحوه عملکرد:
وقتی آیسی روشن میشود، خازن C از طریق RARA? و RBRB? شروع به شارژ شدن میکند.
ولتاژ خازن به تدریج بالا میرود. وقتی به 2/3VCC (ولتاژ پایه THRES) میرسد، آیسی وضعیت خروجی را LOW کرده و پایه 7 (DISCH) را به زمین وصل میکند.
حالا خازن C از طریق RBRB شروع به دشارژ شدن از ولتاژ2/3VCC به سمت پایین میکند.
وقتی ولتاژ خازن به 1/3VCC (ولتاژ پایه TRIG) میرسد، آیسی دوباره وضعیت خروجی را HIGH کرده و پایه 7 (DISCH) را از زمین قطع میکند.
چرخه دوباره با شارژ شدن خازن از طریق RARB وRBRBتکرار میشود.
این حالت آستابل (Astable Mode) - تولیدکننده موج پیوسته به چه دردی میخورد؟
این حالت اساساً یک نوسانساز (Oscillator) است و برای تولید سیگنالهای کلاک (Clock) یا موجهای تکرارشونده استفاده میشود.
کاربردهای عملی:
تولید سیگنال کلاک: برای میکروکنترلرها، شمارندهها، یا مدارهای دیجیتالی که نیاز به یک سیگنال زمانبندی منظم دارند.
مولتیویبراتور: ایجاد پالسهای تکراری با فرکانس قابل تنظیم.
تولید تون (Tone Generator): در مدارهای ساده صدا یا الارم، با استفاده از بلندگو و تقویتکننده.
چشمکزن LED: ایجاد افکت چشمک زدن برای LEDها با فرکانس دلخواه.
تولید PWM (Pulse Width Modulation): با تغییر نسبت زمان High به Low بودن پالس (Duty Cycle) میتوان پهنای پالس را تغییر داد که برای کنترل سرعت موتور، شدت نور LED، یا درایو کردن مدارهای دیگر استفاده میشود. (اگرچه 555 دقیقترین PWM را نمیدهد، اما برای کاربردهای ساده مناسب است).
تولید نویز صوتی: در برخی مدارها برای تولید نویز سفید یا صورتی.
مثال: فرض کنید میخواهید یک LED را با فرکانس 1 هرتز (یک بار در ثانیه) چشمک بزنید، یا یک پالس کلاک 1 کیلوهرتزی برای یک شمارنده بسازید. حالت آستابل بهترین گزینه است